نگاهی به وضعیت ادبیات مرثیه ترکی
و چرایی وبلاگ اوخشاما
ادبیات مظلوم مرثیه ای ما به سان آن چیستان دوران بچگی مان که "نه گؤیدهدیر، نه یئرده، حلقه وۇرۇب بی یئرده؟" الان در وضعیت بلاتکلیفی به سر می برد. نه این خاکیان آنرا ارج می نهند و نه آن آسمانیان، و البته در جایی هم که حلقه زده است باز هم بی صاحب است.
گروهی که خود را آسمانی می دانند و تمام مفاخر و امتیازات دنیا را برای ادبیات فارسی می دانند به سان بقیه این ادبیات مرثیه ای ما را نیز قسمت کوچک و کم اهمیتی از آن ادبیات آسمانی خود می دانند که دار و ندار خود را از آن گرفته و هیچ استقلالی ندارد و اصلا" شعر ترکی مرثیه ای یعنی همان شعر فارسی با چند تا فعل ترکی
گروهی نیز که حالا به ظن آن آسمانیان، خاکی اند و گاهی اوقات سعی در دست انداختن به آسمان دارند. این ادبیات را وابسته و بی ارزش می شمارند و اهمیت آنرا در ترکی به خاطر اینکه این نوع شعرها خیلی ضعیف هستند و یا اصلا" در ادبیات ترکی جائی ندارند زیر سؤال می برند ولی همین ها باز هم ادعا دارند که سوگ و یاس در ترکی ریشه باستانی داشته و همین اوْخشاماها از ادبیات ترکی سرچشمه می گیرد. اما این فقط در حد یک سخن گفتن می ماند و هیچ اقدامی از طرف آنان برای اعتلا و گسترش و اضلا" کاری که نشان دهد اینان برای این ادبیات ارزش قائل اند انجام نشده است. نگاهی به کارهای انجام شده در چندین سال اخیر توسط این گروه که سعی می کنند ادبیات ترکی آذربایجانی را گسترش داده و قابلیتهای فراوان آنرا به رخ دنیا بکشند نشان می دهد که آنان کاری انجام نداده اند.
در این بین بحث ما در بارره آنانی که مذهب و آثار مذهبی را قبول ندارند نیست. گرچه اگر کسانی از آنان بخواهد این آثار را از دید ادبی بنگرد.
گروه سوم همانهایی هستند که بطور سنتی آفریننده این ادبیات و شنونده و بکار برنده این ادبیات بوده اند. شاعران مرثیه سرای ترک، مداحان و نوحه خوانان و مردم عادی که در مناسبتهای عزاداری یا شنونده این ادبیات هستند و یا گوینده و بکار برنده این ادبیات. و بحث اصلی من درباره این گروه خواهد بود. اما چند جمله ای با طرفداران دو گروه اول،
گروهی که این ادبیات را گوشه کم ارزش و وابسته ای از ادبیات فارسی می دانند باید به این نکته توجه کنند که اصلا" این ادبیات به چه عنوانی بوجود آمده است و بیانگر چیست؟ این ادبیات در سوگ ایران باستان و بابک و آل فلان و کریم خان نیست. این ادبیات با این ویژگی منحصرا" برای امام حسین و یاران با وفایش می باشد. و هیچ شکی نیست و در این صورت وابسته دانستن این ادبیات به ادبیات عرب بخش شیعی مناسب تر است. تا ادبیات فارسی، چنانچه می دانیم ادبیات سنتی و مذهبی فارسی نیز وابسته به ادبیات عرب بوده و بزرگترین وام گیرنده از آن است. در ثاتی استفاده از کلمات فارسی در این ادبیات دلیل بر وابسته بودن به آن نیست و درصد کلمات فارسی در آن قلیل است و این کلمات عربی و آن هم به خاطر محتوای آن است که در این ادبیات نمود کامل دارد
و گروه دوم نیز باید بداند که اگر این ادبیات را به خاطر اینکه کلمات عربی آن زیاد است و یا آثار بی ارزش آن زیاد است کنار بگذاریم آنوقت باید خیلی از مواردی که در ادبیات فعلی ترکی به عنوان پشتیبان تاریخی معرفی می شود را کنار بگذاریم چون آثار فضولی و غیره و
آری ریشه دار بودن سوگ و عزاداری و شعر خواندن در این مراسمات را من هم قبول دارم و من هم قبول دارم که یاشار کمال نویسنده بزرگ ترکیه اولین کتابش را به جمع آوری مرثیه زنان ترک اختصاص داد. اما کنار گذاردن ادبیاتی با این سابقه درخشان و تاریخی بیش از 500 سال که حتی بعضی ادعا دارند امام حسین (ع) زودتر از اینها در ادبیات عرفانی ترکها وارد شده بود –آثار یونس امره- یعنی کنار گذاردن قسمت عمده ادبیات ما. و این چیزی نیست که به صلاح ما باشد.
آثار ضعیف و غیر ماندگار در هر نوع هنر و ادبیات بوده و خواهد بود و این دلیلی بر بی ارزش بودن آن هنر نیست.
اصلا" سؤال من اینجاست که چه کسی این آثار را بررسی کرده و به بی ارزش بودن آنها پی برده است؟ آیا تابحال پژوهش علمی در این ساحه به عمل آمده است؟. آیا شاعران ساحه ادبیات غیر مرثیه همه آثارشان فاخر است؟
آری اینجاست که مدعیان ادبیات ترکی باید همت کرده و دست به غور و تحقیق در این اقیانوس عظیم بزنند. و با روشهای علمی و همچینین استفاده از قابلیتهای جدید زبان ادبی ترکی از جمله شیوه نگارش صحیح و ... به شکوفایی و شناخت بهتر این میراث ماندگار و باعظمت فرهنگی مان کمک کنند. از دور ایستادن و انتقاد کردن کار صحیحی نیست و البته تحقیق در این ساحه چنانچه در بخش بعدی که بحث من مربوط به عاملان این ادبیات است معلوم خواهد شد کار آنان نیست. و ادیبان زبان ترکی می توانند با تحقیقات علمی و منصفانه خود این ادبیات را شکوفا سازند. و اصلا" کاری کنند که مثل خواسته آقایان شود!؟
اما گروه سوم همانهایی که بوجود آورنده و استفاده کننده این ادبیات هستند. در چه وضعی به سر می برند؟
زمانه فعلی را عصر ارتباطات نامیده اند عصری که در آن دسترسی به هر آگاهی در کوتاهترین زمان مسیر است. کتاب، ماهواره، رادیو و تلویزیون و از همه مهمتر اینترنت
با نگاهی به وضعیت فعلی به جرات می گویم که فعلا" این ادبیات غنی ما از هیچ کدام از این روشهای نوین بهره نبرده و نمی برد و به همان شیوه سنتی و البته نه به استواری قدیم که هر روز هم دارد ضعیف می شود و می رود که بگوییم: ادبیات مرثیه ای غنی ایی داشتیم"
بطور خلاصه مشکلات و کمبودهای زیر در نگاهی گذرا دیده می شود:
1. کوچکترین کاری در جهت شناساندن شاعران و خادمان این ادبیات صوررت نگرفته است و اکثر آثار مشهور به صورت گمنام مورد استفاده قرار می گیرند و شاعران اکثرا" و مداحان تا اندازهای در گمنامی مانده و هیچ گونه اطلاعات مدونی از آنها در دسترس نمی باشد این شیوه در قدیم شاید به خاطر مقتضی معنوی این گونه آثار پسندیده بود ولی الان توجیه پذیر نیست.
2. هیچ گونه تشکیلات منظم و صنفی برای شاعران و مداحان وجود نداشته و چون دارای تشکیلات و حمایتهای تشکیلاتی نیستند با مشکلاتی مواجه می شوند که گاها" نتایج خوبی برای این ادبیات ندارد.
3. گفتیم که در عصر ارتباطات به سر می بریم اما این ادبیات ما از تمام روشهای نوین ارتباطی محروم است. نه رادیو و نه تلویزیون و نه سایتهای اینترنتی که لااقل بخش کوچکی از این آثار و شاعران را معرفی کند. و دیگر اینکه دلسوزان این بخش تا بحال نخواسته اند که این زحمت را به خود داده و با تقاضا و. همکاری با مسولین صدا و سیما آنان را جهت راه اندازی رادیو و تلویزیونی که به زبان ترکی بوده و معارف ناب اهل بیت را بیان کند ترغیب و حتی مجبور کنند. واقعا" جای بسی تاسف است که بیشترین آمار علوی ها و شیعیان مربوط به ترکها باشد ولی به غیر یک برنامه یک دو ساعته کانال الزهراء هیچ برنامه ای به زبات ترکی برای تبلیغ و آگاهی از معارف اهل بیت نباشد. ترکانی که به گواهی تاریخ تثبیت کننده شیعه بوده و انشاءالله خواهند بود.
4. با وجود پیشرفتهای صنعت چاپ و شیوه های جدید طراحی و ... متاسفانه کتب های نوحه ترکی به همان شیوه قدیمی و بودن هیچ گونه طراحی جلد و ویرایش چاپ می شود. و در مورد خط و الفبای بکار برده شده در آنها و شیوه نگارش نیز واقعا" وضعیت اسفناکی وجود دارد. دو کتاب را نمی توانی پیدا کنی که نگارش مشابه داشته باشند، گرچه از آن یک شاعر باشد. باید متذکر شد که گرچه در گذشته شیوه نگارش زیاد مهم نبود و افراد بخاطر اینکه با این زبان زندگی می کردند بعد از کمی عقب و جلو کردن تلفظ اصلی کلمه را پیدا می کردند. ولی الان با توجه به دوری عده ای از زبان ترکی بخصوص در شهرهای بزرگ که فقط در ماه محرم با نوحه و ... ترکی آشنا می شوند داشتن رسم الخط هماهنگ و آسان ضروری می نماید.
5. پخش آثار شاعران اکثرا" و مداحان گاهی به همان صورت قدیمی و فروش در بازارهای محلی صورت می گیرد. که این خود گرچه نشان دهنده مردمی بودن این ادبیات و کاربردی بودن آن است اما غفلت از روشهای نوین به هیچ وجه قابل قبول نبوده ونیست.
6. نبود شاعران قوی و صاحب نام –بجز یکی دو نفر- در ساحه شعر سرایی و پیرشدن مداحان بزرگ و مشهور –و متاسفانه گاها" تمایل مداحان به خلق آثار فارسی که خود بحث مفصلی دارد- از طرفی و نفوذ داده شدن فارسی بوسیله مختلف در بین شاعران و مداحان – از سرودن شعر فارسی توسط مداحان و سرودن و اجرای شعر ترکی به شیوه مداحی فارسی- و اجرای سبک های بی مضمون و برگرفته شده از مداحی رپ فارسی -و حتی بعضی آثار سنتی فارسی نیز بی مضمون می نماید- بزرگترین خطر فعلی برای ادبیات مرثیه ای ترکی می باشد.
7. خیلی از شاعران این ساحه و مداحان و نوحه خوانان با نیازها و پیشرفتهای زمان آشنا نیستند.
8. خطر دیگر اینکه نوحه ها و اجراهای با ارزش چند دهه گذشته از سوی عده ای عمدا" و یا سهوا" به بهانه مقابله با تحریف حماسه حسینی در حال حذف شدن و بایکوت کامل هستند. آثاری که علاوه بر ارزش معنوی دارای ارزش ادبی و هنری ویژه ای بوده و چون دری در ساحه ادبیات مرثیه ترکی می درخشند. آثاری مثل روضه حضرت قاسم (ع) حاج سلیم که بایکوت کامل شده است. و یا کاست اکبره باخ-اکبره باخ که چند سالی است به بهانه اینکه مادر حضرت علی اکبر در کربلا حضور نداشته است سعی در بایکوت آن می شود. اما بایکوت کننده گان این آثار باید بدانند که این شعر و این اجرا سبک باارزشی در نوحه سرایی ترکی ایجاد کرده است.
9. گرایش مداحان به اجرای آثار گر هیاهو و بدون ارزش هنری معزل دیگری است که این نیز متاسفانه برگرفته از مرثیه فارسی می باشد. مثل علمدار نیامد و ... و در این میان استفاده افراطی از طبل و سنج و ... و طبیعی است که چنین جوی باعث پیدایش آثار گذرا شده و بی ارزش می شود.
10. تحریف مراسمات اصیل مثل شاخسئی و ... ترکی
11. بیگانگی نسل جوان از زبان ترکی و بخصوص در نوشتار و حتی در بعضی از شهرها مثل تهران در شنیدن باعث دور افتادن آنان از این ادبیات خواهد شد و چنانچه کارهای ارزنده و مهمی صورت نگیرد. این وضع نیز خطرآفرین خواهد شد.
12. منحصر کردن نوحه خوانی در مجالس عزا به افراد خاصی با عنوان مداح که چندین سالی است مرسوم شده و بقیه جوانان امکان خواندن نوحه را از دست داده اند. نیز باعث دوری و مهجوری این ادبیات مظلوم و مردمی خواهد شد و عده خاصی را با شغل مداحی تحویل جامعه خواهد داد. که این نیز در نوع خود خطرآفرین می باشد. تا بوده در مجالس عزاداری نوحه خواندن برای همه آزاد بوده و اگر هم کسی به عنوان مداح شناخته می شده به این معنی نبوده است که همه نوحه ها و اشعار را او بخواند و بقیه صم بکم باشند.
چاره ها:
1. خلق آثار جدید و اجرا با شیوه های نوین اما متکی به همان سابقه فرهنگی تاریخی یکی از اولویت های فعلی می باشد
2. توزیع و پخش اینترنتی و ارائه e-book و همچنین تهیه دیوان کامل شاعران این ساحه با روشهای علمی و طراحی های زیبا
3. تلاش و فعالیت شاعران این عرصه برای گسترش و شناساندن ادبیات مرثیه ترکی و استفاده از سایر قابلیتهای زبان ترکی و همچنین کلمات نوین که در نوشته های جدید ترکی استفاده می شود و انصافا" که اکثرا" کلمات خوبی پیشنهاد شده است.
4. تشکیل اتحادیه ها و انجمن های شعر مذهبی و پیگیری ربای ایجاد یک رادیو و یا تلویزیون برای گسترش این آثار و رساندن آن به مردم.
اما در مورد فارسیزه سدن ادبیات مرثیه ترکی و مداحان ترک سخن کوتاه اینکه گرچه عده ای به این وسیله می خواهند مشهور شوند و یا جای پایی در ادبیات فارسی به سیاق تمام شاعران گذشته مان داشته باشند. اما یک مطلب مهم اینکه این کار آنان و گرایش شدید به فارسی شدن و فارسی گفتن گرچه با حمایت عده ای روبرو خواهند شد و شاید به نون ونوائی هم برسند –که البته خیلی وقتها نمی رسند- باعث از بین رفتن و ضعیف شدن ادبیات مرثیه ترکی که اینان از ان برآمده اند خواهد شد و از زرفی آنان دیگر در ادبیات فارسی هیچ وقت فضولی و ... نخواهند شد که حتی اسمی از آنان در کتابهای فارسی نمی توان یافت. دیگر فارسی نیازی به اشعار ترکان به زبان فارسی ندارد. و اینگونه اشعار ارزشی برای آنان نداشته و نخواهد داشت و به عبارتی "خالا خاطیرینه" کار کردن در فردایی باعث بدبختی فرزندان خودمان خواهد شد. چنانچه به آثار ادبیات مرثیه ترکی و مداحان خودمان از اویل دهه هشتاد به این ور نگاهی داشته باشیم شاهد تزلزل آشکار آن به خاط فارسیزه شدن هستیم چه مداحان بزرگی که در قبل از آن شاید دو بیت فارسی هم نمی خواندند ولی حالا دو بیت ترکی هم نمی خوانند. شاید خالا به شان شکلات دهد.
چرا اوخشاما؟
در شرایطی که گفتیم و ادبیات مرثیه ای ما با فشار دو طرفه و غفلت درونی مواجه شده است. وبلاگ اوخشاما جهت معرفی آثار ارزشمند مرثیه و نوحه خوانی ترکی ایجاد شده است و به هیچ گروه ودسته ای وابسته نبوده و صرفا" یک کار علاقه ای و احساس مسولیت می باشد. و در این راه امید وار است دوستان دیگری نیز به این جرگه پیوسته و در راه اعتلای این ادبیات گرانقدر تلاش کنند. ادبیاتی که عده ای به اسم زبان فارسی و ملی حتی پخش چند دقیقه ای بزرگترین و غنی ترین آثار آنرا از تلویزیون و رادیو کشور برنمی تابند و منکر وجود آن می شوند. و از طرف دیگر وضع آفریدگان آن هم که مشخص است.
اوخشاما امید دارد که دوستداران این ادبیات با عشقی که به امام حسین (ع) و یاران با وفایش داشته و دارند در نگه داری این ادبیات غنی امام حسین (ع) اهتمام به خرج داده و راههای جدید و گسترشی آنرا فراهم آورند و همچینین از ایجاد تحریف در آن جلو گیری کنند.
وبلاگ اوخشاما معتقد است که ادبیات مرثیه ای ترکی ادبیات غنی و مستقلی بوده و به هیچ زبان و گروه دیگری وابسته نبوده و نیست. این ادبیات صددرصد شیعی-ترکی می باشد. و این دو وجه آن از هم جدا پذیر نیستند.
حوسئین عئشقی اودلار عاشیقی
ائی حوسئن چی یاندیر اوره گی، یارما باشیوی
نوکر تمام عاشقان عباس حسین (ع)- شاخسئی چی
