نوحههای انقلابی آذری
ادبیات مرثیه انقلابی در آذربایجان خود می تواند موضوع پژوهشی جداگانه باشد سیر مبارزات اشعار و و اندیشه های سید حسین کهنمویی، مرحوم سعدی زمان، مرحوم منزوی اردبیلی و ... تغییر رویکرد محتوای مراثی متناسب با وقایع نهضت اسلامی از جمله موضوعات قابل پژوهش است. در مراحلی از تاریخ انقلاب خطبه های حضرت زینب(س) حضرت امام سجاد(ع) به لحاظ رویکرد مبارزاتی مورد توجه مرثیه سرایان آذری قرار می گیرد.15
نظر به گستردگی بحث آنچه در این مختصر میتوان ارائه داد نمونههایی اندک از اشعار دو شاعر مرثیهسرای آذربایجان به نامهای سید حسین کهنمویی متخلص به ریاضی و آقای حاج صادق تائب تبریزی میباشد.
مرحوم سید حسین کهنمویی در تبریز متولد شد. تحصیلات خود را طبق رسم فراگرفت. در نهضت ملی شدن صنعت نفت از طرفداران جریان مذهبی آن بود. وی سالها در تبریز با برپایی کلاسهای آموزش قرآن مجید و شرح نهجالبلاغه، جوانان را با قرآن و اهلبیت آشنا میساخت. اکثر جوانانی که وی به آنها درس داده بود از مبارزان پیشتاز نهضت امام خمینی در تبریز و آذربایجان بودند. او در اشعارش به تعیین مصداق نمیپرداخت لیکن با ملاکهایی که جهت مقایسه ارائه میداد، خطمشی جوانان را در مبارزه روشن میکرد.16 در اشعار مرثیه و نوحه وی دیگر نهضت سرخ عاشورا برای گریه و شیون نبود و آنچه او از عاشورا و کربلا مطرح میکند علت بوجود آمدن نهضت سرخ محرم است. امام حسینی (ع) که او در اشعارش میستاید و دیگر متعلق به سال 61 هجری نبوده در هر زمان و مکانی که شرایط قیامی حسینگونه فراهم شود تجلی خواهد کرد. خود در مقدمه دیوانش که سالها قبل از انقلاب چاپ شده مینویسد:
«کاسه صبر حسین (ع) در برابر طغیان و سرکشی و استبداد رهبران قوم لبریز گردید. خاموش نمودن آتش فتنه و فسادی که ممالک اسلامی را فراگرفته بود غیرمقدور میدید. و سکوت خود را در برابر ظلم، امضای ظلم و گناه کبیر میدانست تا کلمهی حق را اعلام و برعلیه باطل قیام نمود. با کشته شدن خود، راه سعادت را به روی طالبان حق باز و طرفداران واقعی حق را سرافراز فرمود. معنی و مفهوم آزادی و حریت را با خون خود نگاشت و پرچم آزادی حقیقی را در مرز مشترک دنیا بین زمین و آسمان برافراشت. طالبان حق را از قید عبودیت و یوغ بندگی رهانید و از حضیض خواری و ذلت به اوج شرف و عزت رسانید...»17
امام حسین با این مشخصات دیگر کاربردی صرف احساسی نداشت که با چند قطره اشک و چند سینه زدن آن هم در چند روز ماه محرم متروک مهجور بماند، آنچه او مطرح میکرد درس عبرت بود و القای روحیه فداکاری در راه آرمانهای اسلامی، آنچه او در اشعارش به تصویر میکشید ارائه طریق حسینی بودن، بود. اشعار وی به سادگی و دور از آرایههای پیچیده ادبی، قابل فهمِ مردم، برگردان اندیشه و خطمشی مبارزاتی رهبر آگاه سیاسی نهضت بود. نمونهی زیر نمونه کوچک از این ادبیات حماسی است:
«اولدولار یتمیش ایکیتن دین اسلامین فداسی
مُسلمینه عبــرت اولسون کربلانون ماجـراســی
(ترجمه): هفتاد و دو تن فدای دین اسلام شدند تا ماجرای کربلا درس عبرت مسلمانان شود.»
«گوردولر دینی ایدوبلر ملعبـه بســر عــده فـاسق
دیللـر ینـده کلمهی حــق ایشلری کُفــره مُطابق
حاکم اهـل جُـور و بدعت، صاحب فتــوا منافق
قالمیوت رحم و مروت یوخدی ظُلمین انتهاسی.
(ترجمه): امام حسین دید که یک عدهی فاسق دین را ملعبه خویش ساختهاند.
آنچه بر زبان دارند کلمه حق است و کردارشان مطابق کفر
حاکم جُز اهل جور و بدعت و مفتیِ صاحب فتوا جُز منافق نیست
از رحم و مروت اثری و ظلم و ستم را پایانی نیست.»
آنچه او به تصویر میکشد وضعیت جامعهای مرده است که حاکمان آن در فسق و فجور غوطهورند.
«مَنبــر پیغمبــر اولـــدی مــرتقی اهــل غـــروره
آرتــدی گیزلیـن معصیتلـر، دمبدم گلدی ظهوره
دُنــدی دربـــار خـلافت مــرکز فسـق و فُجـــوره
بیر عمل یوخدور که اولسون خالقین اوندا رضاسی.
(ترجمه): مِنبر پیغمبر (ص) مسند اهل تکبر و نخوت شد
گناهان مخفی را دیگر در آشکارا مرتکب میشوند
دربار و مقر حکومت به مرکز فسق و فجور تبدیل شده است
هیچ عملی نیست که در اجرای آن رضای خدا منظور نظر باشد.»
«شایع اولدی خلق ایچینده رشوه و زور و خیانت
اولمـاسـا اصلاح اوضـاع بـاغلانور بـــاب دیـانت
حفظ دین لازمدی، خالق تاپشوروب دینی امانت
بـذل مــال و جـان دی دینه، اهل دینون مدعاسی.
(ترجمه): در میان مردم رشوه، زور و خیانت امری رایج شده است
اگر چنین اوضاعی اصلاح نشود دین و دینداری متروک خواهد شد و به همین خاطر
دین که امانتِ خداست حفظ ودیعه الهی لازم است
اثبات ادعای اهل حق بذل جان و مال در حفظ دینشان است.»
شاعر با ترسیم وضعیت زمانه یزید به تعبیر دیگر وضعیت زمانه یزید زمانه ی، راهحلی که امام حسین در پیش گرفته را الگوی رفتاری و خطمشی روشن ارائه میکند و ضمن آنکه رهبری نهضت اسلامی را تصدیق و تأیید کرده میگوید:
«سعی و کوشش سایهسینده پیشرفت ایلور اراذل
نشر ایدور باطل مرامیـن خلق ایچینده اهل باطل
بو عمل لر باعث اولدی قوردولار سـری محافل
رأسـده لازم دور اولسـون رهبــر دینی سیاسی.
(ترجمه): در نتیجهی سعی و تلاش است که اراذل و اوباش پیشرفت میکنند
و مرام باطل خود را در میان مردم رواج میدهند
برای مقابله با این جریان باطل بود که محافل سری ترتیب یافت
و لزوم وجود رهبر مذهبی آگاه به سیاست زمانه (امام خمینی) احساس شد.
گرچه در مبارزه شهادت در انتظار است با این حال فرجام پایداری در دین و مرام محو و نابودی سلطهی جُور است:
«اوز مرامینده دایاندی ویردی یتمیش بیر شهیدی
بــو طریقیله یتوردی اهــل حقه، حــق نویــــدی
تِــز پـوزار دست عدالت دولت شــوم یــــزیدی
مَحو ایـدر دنیاده مطلق ظالمی ظلمون جــزاسی18
(ترجمه): امام حسین (ع) در مرامش پابرجا ماند و هفتاد و یک شهید داد
نوید حق را بر راستان بدین طریق رسانید که
چه زود است دست عدالت دولت شوم یزیدی را مضمحل کند
چه مکافات ظُلمِ ظالم در این گیتی محو خود ظالم است.»
شاعر هر جایی که در اشعارش امکان دارد اشارات و کنایاتی به زمان حال میکند، که چه باید کرد در مرثیهای دیگر میگوید:
«... عامل اولسا هـر مسلمان، مذهب و آئینینه
گـور سه نر عالمده حق، چشــم حقیقت بینینه
جـان و مـال و ثـروتیـن قربـان ائــدراوز دینینه
حکم شرعین ضِدینه، بیر لحظه اقدام ایله مَـز.
(ترجمه): اگر هر مسلمانی به احکام شرعی و مذهبی خود عمل کند
چشم حقیقت بین او تجلی حق را خواهد دید
مسلمان واقعی هر آنچه دارد برای حفظ دین خود فدا میکند
و برخلاف موازین شرع مقدس عملی انجام نمیدهد.»
«گورسه آز قالدی یتیشسون دینه آسیب و گزند
دیـن یـولوندا جـان ویرراوز دینین ایلو ســربلنـد
صبــر ائـدر اعضا سینـی دشمنلر ایتسه بَنــد بنــد
ویرمیون، اینجیتمیون، بیــرکلمه اعلام ایله مـز19
(ترجمه): مسلمان واقعی اگر دید که آسیب و گزندی متوجه دین اوست
برای سربلندی و سرافرازی دینش جان فدا میکند
اگر دشمن اعضای بدنش را بندبند بگُسلند
ذرهای عجز و لابه نخواهد کرد که نزنید، شکنجه نکنید»
از جمله شعرای دیگری که در رویکرد انقلابی حماسی مرثیه آذری مورد توجه است، حاج صادق تائب تبریزی میباشد وی به سال 1302 در تبریز متولد شد تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش فراگرفت اولین شعر مرثیه خود را در سال 1327 در مسجد جامع تبریز قرائت کرد. با آغاز نهضت اسلامی به دستور رهبر نهضت اشعاری که میسرود رنگ و بویی ظلمستیز و انقلابی داشت. اشعار وی در محرم سال 1342 در تبریز هنگامهای برپا کرد. برخی رؤسای هیأتهای مذهبی از قرائت اشعارش جلوگیری میکردند که با حمایت آیتالله قاضی طباطبایی آن سال واقعاً حماسه آفرید. مردم تبریز شاهد بود که این اشعار چه شور و هیجانی در مرد و زن سینهزن دمیده بود:
مـــن ابوالفضلم مـــرامیــــم دیـــــن حـــق احیــا سیـــدور
بســـدی بـوفخــریـــــم دســـونلر کــــربـلا سقاسیـــدور
(ترجمه): من ابوالفضلم که مرامم احیای دین حق است
و ایـن افتخار مــرا بس کــه بگوینـد سقای کربلاست
شاهبازم مـن فضای عشقیده پر چالماقــا
خرمــن کفــره شـرار تیغیله اود سالماقــا
اولوشام مأمور سیــزدن بــوفراتی آلماقــا
آمریم امرایلیوب فکریم اونون اجرا سیدور
(ترجمه): ای لشکر من شاهباز عرصه عشق هستم
که بر خرمن کفر شما با تیغ شرربارم آتش میافکنم
مأمور آنم که نهر فرات را از شما بازستانم
رهبر و مقتدایم چنین دستور داده اندیشه و فکر من اجرای امر اوست.
سیز مسلمان سوزگرک دور دینه اولسون خدمتـــوز
دیـنــــــی حـفظ اتـماقه لازمـــــدور اولا جدّیتـــوز
غفلتــــوز بــاعث اولاراَلــــدن گیـــــــده حیثیتـــوز
عرِض و ناموس سیز گورور سیز خارجی یغما سیدور
(ترجمه): اگر شما مسلمان هستید (اشاره به مأموران دولت) بایستی به دین خود خدمت کنید
و در این راه هم جدیت داشته باشید
این غلفت شما باعث از دست رفتن آبرو و حیثیت شما خواهد شد
آیا نمیبینید که عرض و ناموس شما در معرض تسلط خارجیان [اسرائیلیها، آمریکائیان] است
ای جماعت اولمیــــون تـــابع یزیـــد جانیـــــه
ایستـــری آبـــــاد دینــــی دونــــدره ویوانیــــه
ســرنوشت مسلمین دوشســون یـــد بیگانیـــــه
بولموسوز بو نکته نی سیز، بوحسین احساسیدور
(ترجمه): ای مردم تابع یزید زمانه جانی نشوید که
آبادی دین را ویرانه میخواهد
اگر تابع او شوید سرنوشت کشورتان به دست بیگانگان خواهد افتاد [آمریکا و اسرائیل]
شما واقف این نکته نیستید این حسین زمان [خمینی] است که خطر را احساس کرده هشدار میدهد.
ای جماعت بیر بصیر تله با خون کور اولمیون
سیــز مسلمان ســوز اماندور تابع زور اولمیون
حاکموز مـزدور دور، مزدوره مزدور اولمیون20
سیزلری یولدان چیخاردان خارجی اغوا سیدور
(ترجمه): مردم اندکی با چشم بصیرت بنگرید
مسلمان هستید نبایستی تابع زور شوید
حاکم شما (شاه) مزدور بیگانگان است چرا مزدور مزدور شدهاید
آنچه شما را گمراه ساخته اغوای خارجیان است
عصر حاضر ده حسین دور پیشوای مسلمین
آیتالله دوراوزی استـــاد دانشگـــاه دیــــن
احترامین ساخلاسون لازمدی هـراهل یقیــن
اولسا هر کس اهل قرآن بواونون مولا سیدور
(ترجمه): در عصر حاضر این حسین زمانه پیشوای مسلمین است
آیتالله (خمینی) خود استاد دانشگاه دین بوده و
احترام او بر هر اهل یقینی واجب است
هرکسی که اهل قرآن است، او مولا و مقتدای اوست
ای مسلمان لار دانوب قرآنی گمراه اولمیون
زاده سفیانه خــاطرخــواه و دلخواه اولمیون
دوتمیون دنیانی بیـــله طالب جـــــاه اولمیون
عـــزت دنیای بیدیــن، ذلت عقبا سیـــدور
(ترجمه): ای مسلمانان با انکار قرآن گمراه نشوید
و به آنچه یزید میخواهد مایل نگردید
طالب جاه و مقام دنیایی نباشید که
این عزت بیدینی دنیایی، ذلت عقبایی دارد
سیز مسلمان اولساز ایلر بو دین اوسته تلاش
قویمازسوز اولسون پیغمبر اوغلونا توهیـــن فاش
اولماســوز راضــی اگه بیــرتیـره دل زندیقه باش
اوزگه سوز یوخ حفظ ناموس بشر دعوا سیدور
(ترجمه): اگر مسلمان هستید میبایست درحفظ دین خود تلاش کنید و
نگذارید به فرزند پیغمبرتان (مراجع) اهانت شود
چگونه راضی میشوید که وی بر کافری تیرهدل (شاه) تمکین کند
دعوای ما بر سر حفظ ناموس مسلمین است نه حرف دیگر
تائب شعری دیگر دارد که به تطبیق واقعه مدرسه فیضیه قم و غارت خیام در کربلا میپردازد از زبان حضرت زینب(ع) میگوید:
«هارداسان امـــداده گل بـــرپا قیامتدور حُسین (ع)
اود وردبلا رخیمه گاهه قتل و غارتدور حسین (ع)»
(ترجمه): حسین بیا که قیامتی برپا شده، آتش در خیمهگاهت زدهاند هنگامه قتل و غارت است.
هـای هوئیله توکولموش خیمهگاهه کوفیــــان
الـده سفیانی ســـرود، اللرده شمشیر و سنــــان
قول قاناد سیز قوشلاری قویماقلیقا بـیآشیـــان
اوزگه بیر هنگامه آیری بیر قیامتدور حسیـن(ع)
(ترجمه): با هیاهوی بسیار خیمهها را مورد هجوم قرار دادهاند (منظور حمله کماندوها به فیضیه قم است)
که بر زبانشان زمزمههای جاهلی[جاوید شاه] و در دستانشان شمشیر و سنان
تا کبوتران بال و پر شکسته را بیآشیان کنند
حسین بنگر که هنگامه و قیامتی دیگر است
اولدولار مـــزدورِ بیگانه، بــو صوری مسلمیـــن
اهــل دینه تــاپـــدی جرأت بیمهابا مشرکیـــــن
پایــمال اولــدی ایـــاقلار آتــدا قــــرآن مبیــــن
بولمورم بو بیحیا لرده نه جُرئت دور حسیـن(ع)
(ترجمه): این مسلمانان ظاهری مزدور بیگانگان (آمریکا و اسرائیل) شدند
از این روست که اینگونه بر مسلمانان جسارت و جرأت یافته
قرآن مجید پایمان آنها گردید (اشاره به آتش زدن قرآنها و مفاتیح در جریان حمله به مدرسه فیضیه)
نمیدانم این چه جرأت و بیحیایی در اینهاست حسین(ع)
کافره مزدور اولماسیدی بو مسلمان لار اگــر
دیــن ایوی اولمازدی عالمده بیله زیر و زِبَــــر
قانیله دولمازدی بـاشـــلار دان دوش عمامــهلر
گوسترور سفیانیان بونه جسارتدور حسیـن(ع)
ترجمه: اگر این مسلمانان ظاهری (هیأت حاکمه) مزدور بیگانگان نمیشد
بنای دین چنین زیر و رو نمیشد
عمامههای از سر افتاده از خون رنگین نمیگردید
این چه جسارت و جنایت است که ابوسفیانیان مرتکب میشوند
اولماسیــدی مسلمینیـــن کفریله پیمان لاری
توپراقابیـــله سپیلمـــزدی مسلمــان قان لاری
قــوم باطـل یاندیرابیلمر دیـــلـر قــرآن لاری
بوایشه مزدورلر بیر عمده علتدور حسیـن(ع)
(ترجمه): اگر بین هیأت حاکمه و ممالک کفر (آمریکا و اسرائیل) قراردادهایی نمیبود
خون مسلمانان بر خاک چنین ریخته نمیشد
مأموران رژیم جرأت نمیکردند قرآن ها را بسوزانند
یکی از عمده دلایل این قتل و جنایت، مزدوران تحت حمایت خارجیان است
ساخلادی مزدور اولان کسلر نــه اوز مِلیتیـــن
بــولــدی نـه ملّیت و دینیـن جهانــدا قیمتیـــن
ساتـــدی مــادیاتـــه اوز نـــاموسیله حیثیتیـــن
سانمادی اوز دینینه عمده خیانتدور حسیـن(ع)
(ترجمه): مزدور بیگانگان (شاه و هیأت حاکمه) نه ملاحظه ملیت[ایرانیت] خود را کردند
و نه به دین خود ارزش و بهایی قائل شدند
عرض و ناموس خود را به کمکهای مادی خارجی فروختند
فکر نکرند که این کار خیانت به دین و کشور است
ویر ماسیدی مسلم و کافر الین گر بیر بیـره
کفـــر اسلامــه اولانمــازدی محیط دایـــره
بامــدن آتمــاز دیلار نعش مسلمانــی یــــره
نعشی آتماق بامدن عین شقاتدور حسیـن(ع)
(ترجمه): اگر مسلمان های ظاهری (شاه) و کافر (رئیسجمهور آمریکا) دست در دست هم نمیدادند
کفر چنین اسلام را احاطه نمیکرد
و از روی بام جنازههای مسلمانان را بر زمین نمیانداختند (اشاره به جنایات رژیم در حمله به مدرسه فیضیه و شهادت طلاب)
افکندن جسد از روی بام عین شقاوت است21
و نهایت اینکه تعابیر و اصطلاحاتی که در این اشعار دیدیم همگی به نوعی در راستای مفاهیم طرح شده در اعلامیه امام خمینی بود. از این طریق بود که خطمشی مبارزاتی به توده مردم شیعه انتقال پیدا میکرد. مردمی که روز پانزده خرداد در پی دستگیری امام خمینی قیام خودجوش گسترده خویش را به منصه ظهور رساندند در دهه محرم مخصوصاً روز تاسوعا و عاشورا چنان آماده شد که برای حفظ دین و رهبر مذهبی خود حاضر به گذشتن از جان خود بودند.
-----------------------------
پی نوشت:
. مقاله روز چهارشنبه 18/12/1378 به صورت سخنرانی در دومین کنگره تأثیر* امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر، 18 اسفند 1378 در دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی ارایه گردیده است.
**این مقاله هشت سال پیش تدوین گردیده است. در این فاصله مراکزی از جمله مرکز اسناد انقلاب اسلامی تا حدودی این کاستی را مرتفع نماید.
15 .اشعاری که مرحوم حاج انور در این موارد سروده اند و مداحانی چون حاج داوود علیزاده محمد باقر تمدنی و سلیم مؤذن زاده اجرا کرده اند در تاریخ مرثیه انقلابی جایگاه شایسته ای دارند.
16 . مجموعه اشعار و آثار وی با عنوان مکتب کربلادر 2جلد توسط یکی از مبارزان قدیمی و مریدان امام در تبریز به نام حاج محمدحسن عبدیزدانی تدوین و چاپ شده است.
17. کهنمویی، حسین، مکتب کربلا، تبریز، کتابفروشی سعدی و معرفت (بیتا، قبل از انقلاب)، صص 8- 7.
18. کهنمویی، پیشین، صص 40- 36.
19. پیشین، صص 25- 24.
20 .این مصراع در دوران انقلا به صورت شعار همگانی در آذربایجان گفته می شد.
21. تائب تبریزی، صادق، اشعار انقلابی دسته امیرخیز در 15 خرداد 1342، بینا، بیتا، صص 9- 1، برای نمونههای دیگر اشعار انقلابی تائب تبریزی ر. ک: مقاله نگارنده، قیام شورانگیز 29 بهمن مردم تبریز، مجله 15 خرداد، شماره 28، صص 174- 172.
منبع: http://www.irdc.ir/article.asp?id=823
قسمتی از مقاله:
ادبیات مرثیه آذری در نهضت امام خمینی (ره)
16 بهمن 1385
پژوهشگر: رحیم نیکبخت
