محرم سؤزلۆگۆ:
در یک روستای آذربایجان
محرملیک: محرم، محرم آیێ، دهه محرم نیز منظور می باشد، ماه محرم
محرم آیێ: ماه محرم، ایام محرم
یاس ساخلاماق: عزاداری کردن، عزا نگهداشتن و به خاطر متوفی سیاه پوشیدن و عزادار بودن، عزادار بودن
ایمامین ایکیسی: روز دوم قتل امام حسین (ع)، روز یازدهم ماه محرم
ایمامین اۆچۆ: روز دوازدهم ماه محرم که گویند روز دفن امام و یاران شهیدش توسط امام سجاد با کمک قبیله بنی اسد می باشد.
ایمامین قێرخێ: اربعین حسینی، بیستم ماه صفر
تاسۇوا: تاسوعا
خرج وئرمهک: غذای احسانی دادن، در ماه محرم در روزهایی برای کل مردم و دسته های عزاداری توسط کسانی که نذر دارند. غذا تهیه می شود.
شربهت پایلاماق: شربت توزیع کردن
سینه وۇرماق: سینه زدن، هنگامی که نوحه خوان نوحه می گوید با توجه به وزن نوحه بر با دست بر سینه زدن
نوْحه دئمهک (وئرمهک): نوحه گفتن، اصطلاحا" شعر گفتن و گریه کردن و یا حتی بعضی وقتها بجای اصطلاح خیلی مشهور «اوْخشایێب آغلاماق» بکار می رود = «نوحه دئییب آغلاماق»
مێناجات وئرمهک: با آواز بلند و خواندن اشعاری در باره حادثه کربلا اعلان عزا کردن، به نوعی همان عمل «چاوۇشی» می باشد. اما فقط در مراسم عزاداری ائمه. و مناجات نوعی اعلام برنامه عزاداری نیز هست بدین نحو که اگر در روستا قرار است مراسم عزاداری برای ائمه برقرار باشد. ساعتی قبل از مراسم مناجات گو در جایی بلند که همه می شنوند شروع به مناجات گفتن می کند.
شاخسئی گئدمهک: با تقسیم به دو گروه و گفتن کلمات شعاری و جوابی و انجام حرکات ریتمیک از قهرمان کربلا مدد خواستن و برای آنان عزاداری کردن معمولا" چوب کوچکی نیز بر دست می گیرند
سینه چالماق: سینه وۇرماق
آغ کؤینهک: گروهی که در روز عاشورا لباس سفید می پوشند و عمل شاخسئی را انجام می دهند. چون در قدیم این گروه بعد از پایان شاخسئی و «قتیل سێندێرماق» قمه نیز می زدند. به خاطر همین با پوشیدن لباس سفید خون ریخته شده را به نوعی به نمایش می گذاشتند. شاخسئیچی، شاخسئی گئدهن
قارا کؤینهک: عاشورا گۆنۆ زنجیر دستهسینده اوْلان، فردی که روز عاشورا لباس در گروه نوحه و زنجیر زنی قرار می گیرد و چون در قدیم اینان همگی لباس سیاه [قارا دوْن] می پوشیدند به نام «قاراکؤینهک» و «قارا دوْن[لۇ]» مشهور گشتهاند.
دسته: گروه
زنجیر دستهسی: گروهی که در روز عاشورا زنجیر می زنند.
شاخسئی دستهسی: دسته و گروه «شاخسئی»،شاخسئی ده اوْلانلار، شاخسئیچیلهر، شاخسئی گئدهنلهر
علم: بایراق، پرچم، پرچم های مذهبی که در روز عاشورا توسط دسته ها حمل می شود/ علم مخصوص با پارچه سیاه که در اول ماه محرم و یا پایان ماه ذیالحجه به جهت اعلام عزا در جلوی مسجدها و یا خانه های شیعیان نصب می شود. (علم قوْیلاماق)
علم باشێنا دوْلانماق: صبح روز عاشورا بچههای روستا و هئیات در جلوی مسجد جمع شده و با گردیدن به دور علم اعلان عزائی که اول محرم نصب شده است با صدای بلند و یا حۆسئین گویان مردم را جهت انجام مراسم روز عاشورا فرا می خوانند. صحنه دلسوزی است و نماد بچههای پریشان حرم امام حسین (ع) در صبح روز عاشوراست.
قۇربان کسمهک: در زمان حرکت دسته عزاداری جلوی دسته قربانی کردن
مرثیه دئمهک: روضه خواندن
مرثیه اوْخۇتدۇرماق، مرثیه اوْخۇتدۇرتماق: بوسیله نذر و توسل به مداح و یا روحانی روضه خاصی را سفارش کنند که آنرا بخواند و البته پولی هم به روضهخوان می دهند.
قتیل سێندێرماق: آخرین کاری که دستههای عزاداری در روز عاشورا و معمولا" مطابق ظهر و یا کمی دیرتر انجام می دهند که اعلام شهادن امام حسین (ع) است. و این را سردسته شاخسئیچی ها با خواندن اشعاری جانسوز اعلام می کند.
خئیمه یاندێرماق: در روز عاشورا در بعضی از مناطق آذربایجان بعد از عمل قتیل سێندێرماق گروهی با شعلههای آتش به تمثال خئیمههای امام و یارانش –همان روز عاشورا در محل پایان مراسم ساخته می شود- حمله کرده و آنها را آتش می زنند. و این نیز نماد غارت اخیام حسینی می باشد.
آت بزهمک: در روز عاشورا اسب سفیدی را که با روسری و پارچههای نذری بانوان دسته آذین کردهاند آغشته به خون به نماد اسب ذوالجناح امام حسین (ع) پشت سر دسته های عزادار به یدک می کشند. – ایمامین آتێ آدامسێز گلدی خئیمهیه، هامێ بیلدی گرهک آماده اوْلسۇن اسیر گئدمهگه.
بئشیک: گهواره، گهواره کوچکی به نماد گهواره علی اصغر (ع) که توسط پارچههای نذری بانوان تزیین شده است را نیز با دسته عزادار حمل می شود.
نعش: این نعش نیز توسط اهل هئیات ساخته می شود که بدون سر بوده و چکمه های جنگی بر تن و بی انگشت، خون آلود و سمبل امام شهیدمان است. که با دسته حمل می شود. (نعش دوْلاندێرماق) "آت آدامسێز قالێب، حۆسئین نعشی باشسێز یئردهدیر"
باش چیرتمهک: معمولا" بچههای ذکور کوچک و نوزاد را بنا بر نذر پدر و مادرش در روز عاشورا لباس سفید پوشانده و در حین مراسم شاخسئی با تیغی زخم کوچکی بر پیشانی او مقدار خون جاری می کردند. "علی اصغره قۇرباندێ بالام"
شام-ی-غریبان تۇتماق: در پایان روز عاشورا همنوا با حرم بی کس حسین برای شهدای دشت بلا شام غریبان گرفتن، معمولا" رسم بر این بوده که شام نخورند و یا هم خورده شود غذای گرم نباشد و بعضی ها حتی از عصر عاشورا که نوحه و عزاداری روز عاشورا تمام می شود به خانه نمی روند و در مسجد و یا بیرون آن مانده عزاداری می کنند. "بۇ گئجه عیترهت-ی-رسول بیر یانێق چادێر یاتێب"
پایمهنبهر تۇتماق: در هنگام سینه زنی و نوحه گفتن شاهبئیت را تکرار کردن و با صدای بلند گفتن
آغێر گل: وقتی نوحه ای خوانده شود و در حین سینه زدن و یا زنجیر زنی، خارج از وزن سینه و یا زنجیر زده شود با گفتن این عبارت سینه زنان را به رعایت وزن شعر متذکر می شوند
