توهین رئیس جمهور سابق ایران محمد خاتمی به روضه‌خوان ترک:

بنده هیچ نظری در این باره نمی تونم بدم اما اگر چنین چیزی واقعی باشد؛ خیلی متاسفم که یک آخوند، ادبیات مرثیه و مذهبی ما را مسخره می کند. کسی که از او انتظار حمایت از این کارهای مذهبی می رود نه مسخره کردن.

اما باید قبول کرد که مرض مسخره کردن ترک، لر، رشتی و ... در این کشور به اپیدمی تبدیل شده است و مذهبی و غیر مذهبی ندارد. وقتی هیچ یک از مراجع تقلید فتوایی در جهت حرام بودن جوکهای توهین آمیز به ملل ایرانی و سایر ملل را صادر نمی کنند خود مفصل بخوان گسترش این اپیدمی را، من واقعا" برای جامعه مذهبی شیعی متاسفم که هیچ مقاومتی در این باره نکرده که هیچ، بلکه خود نیز به این مرض گرفتار شده است. حالا خاتمی هم یکی از آنان؛ زیاد جای تعجب نیست. در بین سیاستمدارن این کشور نیز چنین افرادی کم نیستند که اکثریت دارند و جلسات خصوصی آقایان که هیچ، گاها" در جلسات رسمی نیز از چنین توهین ها و جوکهایی استفاده می کنند. 

 خاتمی و ایصلاح طلبلر خصوصی جلسه لرینده تورکلر جوک دئییب و تورکلری قانماز و زینا ائدن تانیتدیرماقا چالیشیللار- ویندور مدیا پلیرفایلین بوردان آلین(Windowes Madia Player)

(3gp)خاتمی نین و ایصلاح طلبلرین تورکلره توهینی موبایلدا بولوتوث ایچین

(MP4)خاتمی نین و ایصلاح طلبلرین تورکلره توهینی

 

متن توهین رئیس جمهور سابق ایران محمد خاتمی به ملیت ترک در جلسه خودمانی اصلاح طلبان

خاتمی: «...اینا بود و این تخصصش در خواندن روضه یعنی، داستان عروسی حضرت زهرا بود. و خصوصیتش هم این بود و این جور می‌گفت، خیلی هم می‌پسندیدن اردبیلی‌ها ... (نامفهموم) ترک بود (صدای خنده). گفت شبی که حضرت را عروس کردند و می‌بردند به خانه، حضرت پیامبر جلو جلوی حضرت زهرا حرکت می‌کرد. در طرف راستش امام حسن، در طرف چپش امام حسین و حضرت خدیجه به سینه می‌زد که قربان مظلومی تو دخترم بروم. (خنده‌ی حضار). بالاخره (؟) تو اردبیل این همه به من میگن چرا تو سفره‌ی عقد آفتابه (؟)...(نامفهوم).»روحانی: «حالا یه داستانی هم من دارم اگه اجازه می‌دین از ترک (؟) نقل کنم. تشریف آوردن تو استانداری، جناب آقای کریمیان شاید هم آقای مرعشی بودن یا آقای محمودی، جناب آقای ... هم بودن، من بودم آ شیخ محمود ...(نامفهوم). ایشون داستان اون زنی که زنا داده بود و بعد می‌خواست خودش [رو] تطهیر کنه. یه بار رفت خدمت حضرت امیرالمؤمنین، حضرت فرمودند چون حامله هستی نمی‌شه. رفت و بعد دوباره اومد. گفت منو اعدام کنین که تطهیر بشم. حضرت فرمودن باز هم هنوز بچه باید شیر بخوره و اینا. رفت و باز پیغام اومد، حضرت فرمودند هنوز هم نمی‌شه. (نامفهموم) یا ترک بود یا رشتی(قهقه‌ی آقای خاتمی و خنده‌ی حضار).»