نجبای بیگانه پرست و غریبه زده ما

 

تورکهای نجیب، مسلمانان عزیز و ظریف، آنان که نمی خواهند دل کسی کوچکترین رنجی ببیند و هیچ غریبه ای را برنجانند اما خودی را هر طور که بخواهند می پیچانند عذاب و توهین می کنند. و حق خودی ها را نادیده می گیرند. و همیشه سعی شان بر این است که نکند دل غریبه ای برنجد حالا گور پدر خودی ها.


و این طور افراد در بین تورکها به فراوان یافت می شود. تورکهایی که من لقب نجبا – چون اینان وانمود می کنند که نجیب بوده و برتر هستند چون همان غریبه ها و بقیه خودی و تورکها پست هستند و باید مثل آنان بیگانه زده شوند تا نجیب گردند. - را برای آنان انتخاب می کنم. اینها سعی شان بر این است که از تورکها –که به ظن آنان بی کلاسند- و یا همان خودی ها فاصله بگیرند. و اگر امکان فاصله فیزیکی حاصل نشد با فاصله روانی و روحی و کاذب سعی در جدا کردن خود از خودی ها کنند و در این راه سعی می کنند تا حد ممکن فرهنگ خودی ها را زیر سوال برده و تحقیر نمایند. و فرهنگ غریبه ها را تحسین و بزرگ نمایند. به خودی آسیب بزنند توهین بکنند و در مقابل غریبه ها سر به زیر و مطیع باشند.

آنان در این راه هر کار خوبی که در بین خودی ها انجام شود با تقبیح و توجیهات مزخرف کاری عبث و بیخود وانمود می کنند و در عوض هر کاری و رسم و رسومی که در بین غریبه ها روی دهد را با آب و تاب فراوان تبلیغ کرده و با جان و دل مطیع می شوند.

در این میان به دو گروه از این نجبا برخورد می کنیم. گروهی که در لباس مذهب هستند و گروه که در لباس میهن پرستی و تمامیت ارضی کار می کنند. و البته افراد و گروهات دیگر را نیز می شود افزود –گروه جوک سازان و ...- اما اصل همان دو گروهند. و بقیه گروهها را نیز به نحوی می توان در داخل همان دو گروه می توان تعریف کرد. و در ادامه خواهیم دید که این دو گروه از نجبا و دشمنان تورکها نیز در اصل یکی هستند و هدفشان نیز یکی است تنها نوع فعالیت و لباسشان فرق می کند و شعار و حرفشان را در دو قالب جدا بیان می کنند.

گروه مذهبی که ادعا می کند بر پایه اسلام حرکت می کند و تمام دغدغه اش اسلام و مسلمین است دست به دامان اسلام شده اند تا خودی و فرهنگ آنان را فاقد ارزش نشان داده و هر کاری که در بین خودی ها انجام می شود با توجیهات عوام پسندانه مثلا" دینی – که اگر خوب توجه کنیم اصلا" دین با این توجیهات مخالف است-تقبیح کرده و سعی در خالی کردن فرهنگ مردم از این اصالتها می کنند.

یکی از این موردها که نجبای مذهبی روی آن مانور فراوانی می دهند. بحث خط و الفبایی است که با آن بتوان تورکی نوشت. نجبای مذهبی ما -که البته در بین آنان از گروه دوم یعنی همانهایی که در قالب میهن پرستی وارد شدند. و در اصل همان پان فارسها و پان آریایی ها می باشند. فراوان یافت می شود- می گویند که تورکها سعی در تغییر الفبا و جعل خط دارند و و این خطی که می خواهند بنویسند مخالف با اسلام و آیین تشیع است و خط ما باید همان خط اسلام و قران باشد.

مورد دوم اینکه این آقایان هر کاری که در بین تورکها در راستای فرهنگ خودشان انجام می شود آنرا کفرآمیز و طاغوتی و باستانی می دانند که با روح اسلام مخالفت دارد و رسوم و عادتهای جاهلی شمرده می شود. و جالب اینکه وقتی این آقایان به رسومات و افسانه های باستانی پارس ها می رسند یا سکوت می کنند و یا با بی شرمی تمام آنرا اوج فرهنگ و هنر ایرانی-اسلامی معرفی میکنند.

مورد سوم تورک بودن را به معنای کفر و ابتذال و پان ترک می دانند و یا خیلی که مثبت فکر کنند آنرا مترادف با سنی در نظر می گیرند که باز هم مقبول نیست. از نطر اینان تورک مخالفت با اسلام است و اگر کسی خود را تورک معرفی کند. یعنی با اسلام و شیعه مخالف است. درست چنین دیدگاهی را در گروه دوم با تعبیر میهن پرستی آقایان می بینیم. "تورک یعنی مخالف ایران"

آری اینان شخصیتهای بزرگی چون علامه طباطبایی، امینی، مقدس اردبیلی ، سهروردی؛ ابن سینا؛ فارابی؛ و هزاران چون این بزرگان که به حتم از ارکان تشیع و اسلام در زمانهای خود بوده اند را نادیده گرفته و در مجامع خود تورک و تورکان را با بابک شراب خور!! و فلان شیعه کش و ... هم معنی می دانند. و در عوض شیعه و اسلام را مترادف با فارس و فارسیگری می دانند. – و این بزرگترین خطر برای تشیع است که در ایران وجود دارد. مساوی قرار دادن شیعه با فارس و متاسفانه در چندین سال گذشته به جد بر روی این مساله فعالیت هایی انجام می گیرد. جالب اینکه حضور افراد پان آریا و پان فارس در قالب مذهب در جهت واقعیت بخشیدن به این امر به وضوح قابل دیدن است. و به عبارتی این دو گروه نجبا و دشمنان تورکها به خوبی دست به دست هم داده اند تا این مطلب را فراگیر کنند و در این میان جالب است که افراد مدعی شیعه واقعی با سکوتی تمام چشم بر این خیانت آشکار علیه موجودیت شیعه در ایران دوخته اند و لام تا کام صدایشان در نمی آید. یک گروه از مذهبی چنانچه گفتیم خود در این وادی پیشتاز شده اند.

گروه دوم نجبا و دشمنان تورک که لباس میهن پرستی به تن و داد ایران-ایران بر زبان دارند. نیز همگام با گروه اول در جهت حذف و تحقیر تورکها فعالیتهای فراونی انجام داده و می دهند. و این گروه نیز بطور خلاصه تورک بودن را متضاد با ایران و میهن پرستی و تمامیت ارضی ایران و وابسته بودن به تورکیه و جمهوری آذربایجان می داند و معتقد است که تورکها زبانی نداشته و تورکی زبان نیست و آنان هر چه دارند از فارس و فارسی دارند. و در ثانی در ایران کسی تورک نیست چون تورک یعنی دشمن ایران. و اینان خود را همه کاره ایران می دانند. درحالی که اگر نگاهی به تاریخ بیندازند تا بوده در این کشور تورک بوده و حکومت کرده و در موقع خطر از این خاک دفاع کرده، حتی اگر آن خطر از طرف تورکیه بوده باشد و یا غیر تورک ...

و این آقایان در طول تاریخ هیچ نقشی در دفاع از این آب و خاک نداشته و ندارند و اصلا" اثری از آنان در تاریخ نیست. اما بحث در مورد گروه دوم را به متخصصان این امر می سپاریم بنده در ادامه باز هم به گروه اول نجبا و دشمنان تورکها که خود مدتی در بین آنان بوده ام و در ابتدا نیز چون آنان فکر می کردم. می پردازم.

اولین موردی که همه نجبا و دشمنان مذهبی تورک باید بدانند این است که آنان در دام گروه دوم افتاده اند و آگاهانه و یا ناآگاهانه به اسلام توسعه و گسترش شیعه دست به دامان پان فارسها شده اند. غافل از اینکه شیعه و تشیع هویتی مستقل داشته و نیازی به عنوان مطرح شدن در کنار نژاد و ملت خاصی نیست و این مساوی قرار دادن باعث شده که اهل سنت به شیعه دید تردید آمیزی داشته باشند که همانا بزرگترین ضربه بر پیکره شیعه است. چنانچه می دانیم صفویان تورک شیعه را در این کشور رسمی کردند ولی هیچ وقت آنرا تورکی و یا فارسی و عربی اعلام نکردند. اما در حال حاضر می بینیم که در جامعه ما عده ای سخت در تلاش هستند که اثبات کنند شیعه یعنی فارس – لااقل در ایران

این گروه متاسفانه با دید تعصبی که نسبت به مساله خط و زبان دارند و با دخالتها و شبهه افکنی های گروه پان فارس زبان و خط تورکی را به ظن خودشان مضر به حال شیعه تشخیص داده و با آن مخالفت می کنند و تنها زمانی قبول می کنند که نوحه ای به زبان تورکی وبا املای مورد نظر آقایان باشد.-یکی از این دوستان در نوحه خود در مصرعی کلمه "ال" بکار برده بود. گفتم که منطورت همان دست است. برآشفت که تو باید از معنی جمله بفهمی این به معنی "بمیر" است. و این املا را برای کلمات زیر نیز بکار می برد:

باش، دست، ایل؛ سال

گفتم اخوی آخه یک نوحه خوان در حد سواد نهضتی و یا کمتر- بیشتر چطوری این را تشخیص دهد مگر اینکه از یکی دو ساعت قبل آنرا تمرین کند. آخه چرا برای اینها املای جدایی بکار نمی بری؟

اما جواب همان بود که می دانید. تو ...

دوستی تعریف می کرد که یک تحقیق در مورد مرثیه در ادبیات تورکی نوشتم و در آن به آغی های سروده شده در مورد "افراسیاب" اشاره کرده بودم. یکی از همین نجبا بر آشفت که تو مرثیه را به کفر کشاندی از مرثیه های گروهی تورک کافر می نویسی، آنها کافر بودند تو به امام حسین (ع) توهین می کنی.

و یا چندین سال پیش در شهر قم گروهی از طلبه های تورک چندین دعا و زیارتنامه مذهبی را به تورکی ترجمه کردند که عده ای با های و هوی و داد و بیداد که:

این ترجمه باعث تحریف و از بین رفتن متن عربی می شود و چه نیازی به ترجمه تورکی اینان است از روی متن عربی خوانده و در مجلس ترجمه ضمنی (تفسیر) شود. و حتی با این کار این آقای به اصطلاح مذهبی صفحات تورکی یک نشریه مذهبی حذف شد.

آری باید از این افراد پرسید که آیا تنها ترجمه تورکی ادعیه و قران باعث تحریف آن است و یا هر نوع ترجمه و به هر زبانی. شما که الان قران و ادعیه را به هر زبانی ترجمه می کنید. در جلسات خودتان قران به زبان فارسی می خوانید.

آری چنین کارهایی در جامعه ما و در بین نجبا زیاد دیده می شود. این آقایان حتی حاضر نمی شوند کلمات ترکی را با خطی بنویسند که قابل خواندن باشد و همه براحتی بتوانند بخوانند و الا بلا باید در قالبی باشد که.تورکی نباشد. و بعضی از این آقایان کار را به جایی رسانده اند که سعی می کنند کلمات ترکی را با حروف مخصوص زبان عربی بنویسند تا مقدس شود و خدای نکرده گناهی انجام نداده باشند. که به زبان تورکهای کافر نوشته اند:

آصلان (آسلان) – صاق (ساغ) – صول (سول) و هزاران کلمه چون اینان

آنچه حائز اهمیت است این است که این قشر از نجباء هنوز مفهوم خط و الفبا و زبان را درک نکرده و نخواهند کرد و یا نمی خواهند درک کنند. آنان باید بدانند که اسلام می گوید: "ما درون را بنگریم و حال را" ولی فعلا" به برون و قالب چسبیده اند. و چه چسبیدنی!!!

در کجای اسلام گفته که فلان زبان برتر است و بر عکس فلان زبان پست و یا فلان نژاد خوب است و فلان نژاد برجسته و گل سرسبد هستی

و اتفاقا" قران وجود زبانهای گوناگون را یکی از آیات الله بر بشر می داند.

و البته در مورد این بحثهای مذهبی همه را خود این آقایان خوانده و بلدند اما "آنکه خود را به خواب می زند نمی توان بیدارش کرد"

مطلبی که در این بین آزار دهنده است متناقض بودن رفتار و عقاید آقایان است. و آن اینکه این نجبا چون در مورد رسومات فارس و زبان فارسی داد سخن می رانند. آنرا زبان معنوی و مقدس و ... غیره می خوانند و یا سابقه شبیه خوانی را به ایران باستان می برند، بازوی رستم کافر را حضرت علی (ع) می بندد. و کلا" هر چه در بین فارس و فارسی بوده عین شیعه است و اصلا" کفر و کافری در آن دیده نمی شود. اما به محض اینکه ادبیات"تورک"، مرثیه "تورک"، فرهنگ "تورک" و ... بیان می شود اینان درست متضاد شیعه و اسلام است.

انگار که فراموش کردند تا چند دهه پیش اساتید بزرگی در همین حوزه علمیه قم درس خارج را به زبان تورکی ارائه می دادند. ولی حالا گروهی پان فارس در قالب لباس مذهب و شیعه اهداف پان فارسی و پان آریایی را در جبهه دین و مذهب به تاخت پیش می برند.

آری اینان چرا نمی پرسند که الفبای مورد ادعای فارسی با تغییر در الفبای عربی و قران حاصل شده است و چرا به آن اعتراض نمی کنند؟

آیا هماهنگ کردن الفبا با زبان حرام است چنانچه در الفبای فارسی با افزوده هایی بر الفبای عربی راه را برای نوشتن کلمات فارسی هموار کرده اند. تورکهای ایران نیز با تغییراتی در الفبای عربی سعی کردند که خط خود را از حالت تصویری به فونتیک و آوائی تبدیل کنند و این کجایش حرام و مضر است؟

اگر آقایان به فلسفه زبانها و همچنین به خود زبانها آشنایی اندکی داشته باشند می فهمند که همه زبانها را نمی توان با یک الفبا نوشت. و در همه جای دنیا چنین است.

من از همه این آقایان می خواهم که تجدید نظری در دین و شیعه خودشان بکنند. و از چسباندن شیعه واقعی به ملت و نژاد . گروه خاص اجتناب نمایند ای شماها که شعار می دهید شیعه فلان است و فلان ...به آیات الهی بیندیشید.

از ابتدای شروع کار وبلاگ اوخشاما عده ای با توهین و تحقیر سعی در ادامه همان کار نجبا در اینترنت دارند که آری تو پان تورکی و تو دین و مذهب را وسیله قرار دادی و ...و با فحشهایی سعی در خوش خدمتی به دشمنان ادبیات مرثیه تورکی کرده و می کنند. اینان که مرا به خاطر نوشتن نوحه و متون وبلاگ با الفبای متناسب با زبان تورکی به پان تورک بودن و ضد دین بودن متهم می کنند من یک سوال از آنها دارم و آن اینکه آیا کسانی که با الفبای تغییر یافته فارسی می نویسند همه شان پان فارس هستند؟ و یا آنکه به عربی می نویسد پان عرب است.

آیا آنکه به زبان مادری خودش و به همان زبانی که خدا آفریده حرف می زند پان است؟ ضد دین است. پس خدا خودش اولین پان است. (استغفرالله) و ضد دین!!! چون خدا در قرآن تنوع زبانی را از آیات خود می داند و انسانها را در زبان و نژاد و قبایل گوناگون آفریده است.

آری آنانکه عقده در دل دارند و خود را نجیب و حلقه به گوش غریبه ها می دانند. به هر نحوی سعی در خدمت به اربابان خودشان دارند.

آری آنانکه می گویند من دین را وسیله قرار دادم خودشان چی؟ کدام دین و انسانی اجازه می دهد که انسان دیگری را مسخره و تحقر نمایند. آیا خودشان از دین به عنوان وسیله ای برای سرکوب تورک و زبان تورکی استفاده نمی کنند؟؟

آقایانی که دم از دین وشیعه می زنند چرا نمی نویسند و نمی گویند که جوک ساختن بر علیه قوم و طایفه و ملتی حرام است چرا حکم قران را که مبادا همدیگر را مسخره کنید را عمل نمی کنند. نجبای مذهبی تورک که بر کرسی مرجع تقلید تکیه داده اند و همچنین سایر مدعیان دین و مذهب چرا فتوای حرام بودن چنین جوکهایی را نمی دهند؟؟

چرا حکم قرآن را درباره زبانها و قبایل بیان نمی کنند. چرا زبانی و طایفه ای را مخالف با شیعه و اسلام قرار داده و بدون ملاک تقوا درباره انسانها حرف می زنند.

اسلام نظر خیلی روشنی درباره زبان و ملل دارد و اسلام واقعی هیچ وقت در صدد حذف زبان و ملتی نبوده و نخواهد بود چون ذات اسلام با چنین چیزی مخالف است. پس آقای مرجع تقلید چرا از سخنرانی کردن به زبان تورکی در یک جمع تورک امتناع می کنی؟؟

وقت آن نیست که به خود آیید و دین و مذهب را سوای افراد و قبایل و ملل معتقد به آن نگاه کنید. دین را در جایگاه دین بیان کنید. نه اینکه در جایگاه حامی ملتی و مذل ملتی دیگر؟

شیعه و اسلام چنانچه در اصل آن است یک دین جهانی و فراگیر است و چسیاندن آن به ملت نجیب فارس و چسبیدن از این راه به نجبا خیانتی بزرگ بر علیه شیعه است.

والسلام علی من التبع الهدی